- حضور در بازارچه ها
- اهدای کالا
- اهدای نذورات
- قلک مهربانی
گفتگو با دبیر پیشین هیئت مؤسس کانون داوطلبان کسا؛ نظم در خدمت مهربانی در کانون داوطلبان خیریه کسا
داوطلبان خیریه کسا گره خوره به نام مهدی احمدی، نامی آشنا برای این موسسه است؛ او کسی است که از روزهای آغازین در زمان تأسیس این خیریه، زمانی که کل تشکیلات داوطلبی در یک اتاق کوچک و با جمعی از دانشجوهای دانشگاه صنعتی و اقوام نزدیک، همراه این مسیر بوده و هنوز مجموعه را همراهی میکند. احمدی و 8 نفر از دوستانش که سابقه داوطلبان فعال حوزه سرطان کودک را در کارنامه دارند، نقش کلیدی در گذار از یک فعالیت داوطلبانه «سنتی و خانوادگی» به یک «ساختار سیستمی و مدرن» ایفا کرده اند.
در این گفتگو از ایشان بهعنوان دبیر انتخابی بین تیم 9 نفره اعضای هیات خیریه کانون از چالشهای مدیریت داوطلبان، تضاد میان روند اداری و علایق قلبی، و میراثی که برای نسلهای بعدی بر جای گذاشتهاند، با او سخن گفتهایم که در ادامه میخوانید:
آغاز داوطلبی؛ تولد کانون از یک اتاق دوستانه
جناب احمدی، شما از معدود افرادی هستید که کسا را از ابتدای شکلگیری همراهی کردهاید. فضای داوطلبی در آن روزها چگونه بود؟
بله شروع داستان داوطلبی ما از تأسیس کسا بود. آن زمان فضای داوطلبی مؤسسه فقط در یک اتاق خلاصه میشد و شکل فعالیتها کاملاً دوستانه، دانشگاهی و خانوادگی بود. کل داوطلبان جمعیتی محدود میشدیم. از سال 1393 با شروع کار موسسه به صورت رسمی کار داوطلبی هم جدی تر شد و بچه های داوطلب هم از دوستان مدیرعامل و خویشاوندان شکل تازه ای به خود گرفت. در آن مقطع کار داوطلبی بیشتر سنتی و دلی بین همین تعداد داوطلب تقسیم وظیفه می شد. اما با بزرگتر شدن موسسه کسا و بیشتر شدن تعداد داوطلبین باید تغیراتی ایجاد می شد. به این ترتیب که هم به سبب مدیریت و هماهنگی بین داوطلبان و هم به دلیل زیاد شدن تعداد نفرات و افزایش باران ایده و خلاقیت های بیشتر، به منظور اجرا و بررسی نیاز به تغییرات برای نترل این شرایط احساس میشد.
ساختاردهی به داوطلبان؛ از هیئت مؤسس تا کانون رسمی
این سیستمسازی که به آن اشاره کردید، از چه زمانی و چگونه جدی شد؟
بعد از مدتی که من فاصله گرفته بودم، حوالی سال ۱۴۰۰ مجدداً از حدود ۹ نفر از داوطلبان قدیمی دعوت شد تا دور هم جمع شدیم. به پیشنهاد یکی از دوستان طرح کانون داوطلبان مطرح شد. ما تحت عنوان «هیئت مؤسس کانون داوطلبان خیریه کسا» کار را استارت زدیم. حدود دو سال طول کشید تا به یک مدل ذهنی واحد برسیم. جلسات طولانی، گاهی از ساعت 12 ظهر تا ۵ عصر برگزار میکردیم تا بتوانیم شورا را تکمیل کنیم. از همان اتاق کوچک، گروههای تخصصی مثل «کارگروه منابع انسانی»، «کارگروه تحقیق و توسعه»، «کارگروه پروژه های جاری» و «کارگروه تولید محتوا»، «کارگروه پروژه نوآورانه» و «کمیته بحران و تصمیم گیری» را ایجاد کردیم. در این سازماندهی تعداد محدود داوطلبان تا سال 1402 به حدود 460 نفر رسید که بیش از ۱۵۰ نفر آنها فعال بودند و مابقی در برنامههای میدانی موسسهخیریه کسا شرکت داشتند.
توازن میان عشق و انضباط
تفاوت دیدگاه یک داوطلب روز اولی با کسی که در جایگاه ریاست شورا قرار میگیرد چیست؟
برای من، کار داوطلبانه صرفاً یک فعالیت خیریه نبود؛ یک مسیر تکاملی بود. من همیشه به بچهها میگفتم این دورهمی را فقط برای کار خیر نبینید؛ این راهی برای بزرگشدن و آگاهیهای فردی و اجتماعی خودمان است. یادگیری کار جمعی برای من ارزشمندترین بخش بود. اما وقتی در جایگاه مسئولیت قرار میگیرید و مخصوصا مدیریت کار داوطلبی تازه شروع ماجرا میشود. کارکردن با بچههای داوطلب و آن شوق و شور و هیجان بسیار لذتبخش است. بههرحال وقتی کار بزرگ باشد تعداد نیرو هم زیادتر میشود و هماهنگی و مدیریت خاص خودش را میطلبد.
تیم هیئت مؤسس کانون از افراد خوشفکر و با سواد علمی و بروز آن برهه از زمان بودهاند و کارکردن در کنار این عزیزان برای من افتخاری شد که در زندگیام رقم خورد.
چالش کار با داوطلبان بیچشمداشت
مدیریت داوطلبانی که هیچ الزام مادی ندارند، چقدر دشوار است؟ چگونه میان احساسات پاک آنها و روند اداری توازن ایجاد کردید؟
در یک شرکت استخدامی، نیروی وظیفهای حق و حقوقی دارد و باید پاسخگو باشد. اما داوطلب دلی آمده و بدون هیچ چشمداشتی فعالیت میکند. من سعی میکردم با پیگیری مداوم و شنیدن حرفهایشان، این نظم را ایجاد کنم. حتی اگر سرم شلوغ بود، دراسرعوقت پیگیر موضوع داوطلب میشدم.
ما کمیته بحران داشتیم و دائم با هم در تماس بودیم. معتقدم شنیدهشدن مشکل افراد یا اعضای گروه نیمی از مشکل را حل میکند. از طرفی، همچنین معتقد بودم داوطلب پرانگیزه را باید در جایگاه مسئولیتی بالاتری گذاشت تا خودش ضعف یا کاستی خود و سیستم را مدیریت کند.
ابزارهای نظم و مدیریت داوطلبی در کسا
شما به سیستمسازی اشاره کردید؛ از چه ابزارهایی برای این نظم استفاده کردید؟
چون فعالیت اعضا غالباً دورکاری بود از سیستم گوگل شیت برای هماهنگی و اجرای برنامهها بهره گرفتیم. شاید اوایل خیلیها اذیت شدند و با اینکه خودم هم آموزشی در این زمینه نداشتم، اما با کمک تیم آی تی، محیطی ایجاد کردیم که بهصورت آنلاین نحوه فعالیت بچهها را رصد میکردم.
امیدوارم الان هم برای تیم جدید که کار ما را دنبال میکنند شرایط در سهولت کارها و پروژه ها روان شده باشد.
چالشها و تفاوت نسلها در داوطلبی
آیا در این مسیر با مقاومت هم روبهرو شدید؟ مثلاً اینکه بگویند روح کار خیر با این سختگیریها سازگار نیست؟
چالشهای زیادی داشتیم. یکی از اعضای داوطلب گلهمند شد: «من داوطلبم و انتظار اینکه من صد در صد انرژی و زمانم را بگذارم نداشته باشید.» اما به نظرم وقتی کاری در تیم را قبول میکنی، مثل یکدانه تسبیح در زنجیره هستی؛ اگر تو بهموقع و درست وظیفهات را انجام ندهی به دنبال آن همه کارها به هم میخورد. من خودم با اینکه داوطلب بودم و کسب و کارم بیشتر با گوشی موبایل و اینترنت انجام میشد، آن زمان دائم در مؤسسه حضور داشتم و همه میدانستند که انتظار بهترین عملکرد را دارم.
تغییر ترکیب داوطلبان و نقش زنان در فعالیتها
در این سالها، تیپشناسی داوطلبان چه تغییری کرده است؟
تغییرات فرهنگی و اقتصادی بیتأثیر نبود. در سالهای اخیر، نسبت دختران به پسران هشت به یک شده است. مثلاً در بازارچه اخیر، حدودا ۱6۰ دختر و فقط ۲۰ پسر داشتیم. تفاوتهای نسلهای جدید و قدیم هم بی تاثیر نبوده و نیست. در بعضی مواقع اگر کاری انجام نشود، پاسخگو نیستند. همچنین فشارهای اقتصادی باعث شده است وقتگذاشتن برای داوطلبها سخت شود و ما مجبور شدیم در برخی کارهای اجرایی، نیروی پیمانکار از بیرون بگیریم.
اهمیت حمایت روحی و ارتباط انسانی در ساختار داوطلبی
برای جلوگیری از فرسودگی داوطلبان چه راهکاری داشتید؟ ارتباط با کودکان مبتلا به سرطان چقدر در انگیزه شما نقش داشت؟
ارتباط مستقیم کانون داوطلبان خیریه کسا با کودکان به دلیل قوانین بیمارستان و احتمال آسیبهای روحی در صورت بروز اتفاق ناگوار برای بچهها، بسیار محدود بود. اما یک خاطره شخصی برای من تلنگری شد؛ روزی در جلسه بودیم که کودکی 4-5 ساله برای تشکیل پرونده درمان با خانواده به موسسه آمده بود که خودش اتفاقی وارد اتاق ما شد و شروع به بازی کرد. آن لحظه را فراموش نمیکنم حسی که در یک آن از من گذشت. زحماتی که در تمام این مدت در کنار تک تک داوطلبان برای کمک و امید بخشی به خانواده این کودکان انجام دادیم. ما سعی میکردیم با دورهمیهای دوستانه انگیزه ایجاد کنیم، اما چالشها و محدودیتهای اجتماعی در سالهای ۱۴۰1 و ۱۴۰2، باعث شد بسیاری از این برنامهها کنسل شود و فاصله ایجاد شود.
نقش نظم در پایداری مهربانی و استمرار ساختار کانون
پیشنهاد شما برای کسانی که میخواهند مسیرتان را ادامه دهند؟
بسیاری فکر میکنند کار داوطلبانه یعنی هر وقت دلمان خواست کمک کنیم یا یک مکان برای وقتگذرانی در لحظه است! اما خیرخواهی بدون انضباط به ساختار آسیب میزند. من از کسا یاد گرفتم و رشد کردم. توصیهام به داوطلبان این است که با دید «آموزش» بیایند. این کار برای رشد شخصی و جایگاه اجتماعی آنها بسیار مؤثرتر خواهد بود.
من هم بهخاطر شرایط فعالیت کسبوکار مدتی است که کمتر در بدنه اجرایی هستم، اما روح کار داوطلبی همیشه با من است.
عضویت کانون داوطلبان
داوطلب عزیز
از اینکه تصمیم دارید با عضویت در کانون داوطلبان کسا، به جمع حامیان کودکان مبتلا به سرطان بپیوندید، بسیار خرسندیم.
شما با اشتراک گذاشتن تخصص، هنر و فعالیت خود در کار خداپسندانه شریک و جهت همکاری و همفکری در اهداف کانون سهیم خواهید بود.
جهت ارتباط با دفتر کانون داوطلبان کسا با شماره ۰۳۱۳۷۱۳۳ داخلی 130 یا شماره همراه ۰۹۱۳۴۲۰۹۷۰۰ تماس بگیرید.
سوالات متداول
جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص عضویت در کانون داوطلبان کسا پیش از پر کردن فرم داوطلبی که از طریق لینک عضویت قابل دسترسی است، می توانید در همین بخش سوالات متداول را مطالعه بفرمائید تا آگاهی بهتری در گام نهادن به این مسیر سبز داشته باشید.
چگونه میتوانید با موسسه خیریه کسا در ارتباط باشید؟
- وبسایت: www.kassa-charity.org
- تلفن: ۰۳۱۳۷۱۳۳
- آدرس: اصفهان، بزرگراه شهید خرازی، بین آتشگاه و میرزاطاهر، بنبست ۴۰، ساختمان خیام